سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

قالب وبلاگ

کد آهنگ


بلند صلوات : اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

بسم الله الرحمن الرحیم

متن گوشه ای از سخنرانی آیت الله مجتهدی در رابطه با خوف از خدا:

رسول خدا با اصحاب یه جایی نشسته بودن 

یه جوانی آمد 
بیابان حجاز 
ریگ های گرم 

پیرهنش رو درآورد و بناکرد روی این زیگ ها غلطیدن 

پیامبر ( صلوات الله علیه ) داره از دور نگاه میکنه 
هی ( جوان ) خودش به خودشم میگه 
بچش ، خودش به خودش میگه بچش 

حرارت آتش دنیا را ، قبل از آنکه گرفتار آتش جهنم بشی

حالا پیغمبر هم داره از دور نگاه میکنه 
که این جوان داره خودش رو ، بدن لختش رو ، روی ریگ های حجاز 
که میگن تخم مرغ بذاری رو اون ریگ ها میپزه 
وقتی پاشد لباسش رو تنش کنه بره 
رسول خدا فرمود به یک نفر برید بگید این بیاد 
این جوان رو بگید بیاد 

حضرت فرمود : 

این چه کاری بود کردی ، برای چی کردی 
گفت : خوف خدا 
گفت خوف خدا منو  به اینکار وادار میکنه 
حضرت فرمود : این خوب
خوف حقیقی اینه 

خب رفت 
جوانه راشو کشید که بره 

به اصحاب فرمودن برین  بگین دعتون کنه 
این دعای این مستجاب میشه 

سه تا دعا کرده این جوان ، عالی :
یکیش اینه :

* خدایا ، امر ما را بر هدایت جمع کن 

حالا به نظرم یه اختلافی بوده اون موقع 
بعضی ها دنبال اهل بیت بودن و بعضی ها دنبال غیر اهل بیت بودن 
چی بوده که این این دعا رو کرده که خدایا ما رو جمع کن بر هدایت که همه بریم دنبال اهل بیت ، شاید 

حفظ کنید این سه تا دعا رو :

* زاد و توشه ما رو تقوا قرار بده 

* بهشت هم رجوع ما قرار بده 

یعنی آخر کار کجا بریم ؟ 
بهشت بریم 


نظرات ()

 

أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ

آقا بیا